اشعار ولادت حضرت امام حسن مجتبی(ع) - محمد حسین رحیمیان

 

نوکر حلقه به گوشیم و اسیر حسنیم

گره کور نداریم فقیر حسنیم

نسل در نسل همه خاک مسیر حسنیم

کشته و مرده فرزند صغیر حسنیم

 

پیرو راه حسینیم و پریشان حسن

همه گویند به ما بی سر و سامان حسن

 

در دل مادرمان فاطمه جایی داریم

منصب نوکری شاه وفایی داریم

از عنایات حسن نان و نوایی داریم

خودمانیم چه روزی و بهایی داریم

 

روی هر شاپرکی را به خدا کم کردیم

رمضان تا رمضان دور حسن می گردیم

 

حال دادند به ما باز چه بی اندازه

تازه شد ماه خدا حال و هوایش تازه

رمضان از قدمش گشت پر از آوازه

شده استان کرم صاحب یک دروازه

 

باز هم خیره کننده شده این شادی دل

آمده روز شریف حسن آبادی دل

 

دست و دل بازترین مرد در این دنیا اوست

اولین معجزه فاطمه و مولا اوست

دل پر از شوق گدایی است اگر آقا اوست

بانی تا ابد خیریه زهرا اوست

 

همه فخر حسین است علمداری او

الگوی حضرت عباس وفاداری او

 

ارث پیغمبری اش دلبری و آقایی است

مثل بابا دل او قیمتی و زهرایی است

قمر فاطمه و یوسف هر لیلایی است

عاشقش هر که نشد عاقبتش رسوایی است

 

دلبران روی زمین هر چه بگردند زیاد

تا حسن هست نباید به کسی دل را داد

 

اوج آنجاست که کوبیده شده پرچم او

باغ رضوان خدا گوشه ای از عالم او

هرکسی مرد خدا هست شده آدم او

هر دل بی سر و پایی نشود محرم او

 

عاشق معرفتش فاطمه و شاه حنین

دست بر دامن او زینب و عباس و حسین

 

کیست مانند حسن مومن و تسلیم خدا

در دلش مثل علی نیست به جز بیم خدا

ثروتش مثل خدیجه شده تقدیم خدا

کافی دشمن او سوره تحریم خدا

 

صلح او کنده ز جا پرچم شیطانی را

حیدری گشت ز غوغای سکوتش دنیا

 

هیچ مردی به جهان مثل حسن تنها نیست

دیده ای نیست که از بی کسی اش دریا نیست

شب عید است ولی دور و برش غوغا نیست

حال پیغمبر و زهرا و علی طوفانیست

 

علت غربتش این است که سرباز علی است

پهلوان جمل و یار سرافراز علی است

 

محمدحسین رحیمیان

[ چهارشنبه ۱۰ تیر۱۳۹۴ ] [ 16:21 ] [ توسط ]
[ ]

اشعار ولادت حضرت امام حسن مجتبی(ع) - مظاهر کثیری نژاد

 

ای ضامن اجابت اشک و دعای ما

ای با تو زیر و رو شده حال و هوای ما

خورشید روی تو شده شمس الضحای ما

امشب کنار قبر تو خالی ست جای ما

عشق السلام ، یا حسن مجتبای ما

 

جبریل کل کنان به نشان ولادتت

از عرش آمد از هیجان ولادتت

امشب نبی ست بانی خوان ولادتت

کامل شده ست ماه زمان ولادتت

شادی نبود بیشتر از این برای ما

 

چشم تو غم فروخت ، به جایش خرید عشق

قبل از تولد تو نیامد پدید عشق

ماه خدا به نیمه رسید و رسید عشق

از بوی زلف توست که رنگش پرید "عشق"

رنگی نداشت بی تو یقینا حنای ما

 

ای بانی کرامت و ای بانی عطا

در سایه ی عطات نباشیم، ویلتا

روزی ماست دست تو ، والسیف و الشتا

از ما اگر چه این همه سر می زند خطا

با معرفت ! نگیر غلامی به جای ما

 

حب دل تو کرده مرا دل پریشتر

میلیاردها ملک خدمت، بلکه بیشتر

ترسا به دین تو شد و چشم کشیش تر

خشمت شبیه نیست ، نه حتی به نیشتر

چون خشم توست معنی خشم خدای ما

 

چشمت خداست، کفر تو نفی سبیل نیست

مولا تویی و جز تو که نعم الوکیل نیست

بی تو به قعر رفتن ما بی دلیل نیست

ما را شجاعت گذر از رود نیل نیست

از دست رفته معجزه های عصای ما

 

پلکی زدی زمین و زمان را تکانده ای

عشاق را به ورطه ی مستی کشانده ای

بر زانوی کریم،گدا را نشانده ای

وجه ضمان شیعه ی در راه مانده ای

وقتی تو را خرید خدا در ازای ما

 

تو رونق عبادت و سجاده ای حسن!

شالوده ی هزار "حسن زاده" ای حسن!

هم لذت شرابی و هم باده ای حسن!

گر ره دراز، تو بلد جاده ای حسن!

پشت سرت نبود اثر رد پای ما

 

ای معنی تعبد و سوز دعا حسن

اسمت دوای سینه و ذکرت شفا حسن

خیری نبود در رمضان بی تو یا حسن

بلکه بکای تو برود تا خدا حسن

شب را نکشته است سلاح بکای ما

 

ای شاه قصر سبز ، شه کشور بقیع

هر روز صبح زود کنار در بقیع

زانو زدم ادب شوم از منبر بقیع

فیض تمام نیست به جز محضر قیع

امشب شده مدینه ی تو کربلای ما

 

مظاهر کثیری نژاد

[ چهارشنبه ۱۰ تیر۱۳۹۴ ] [ 16:19 ] [ توسط ]
[ ]

اشعار ولادت حضرت امام حسن مجتبی(ع) - مهدی مقیمی

 

شکر خدا به عشق شما مبتلا شدیم

روز ازل کبوتر بام شما شدیم

 

منت گذاشت بر سرمان از ازل خدا

با خانواده های شما آشنا شدیم

 

با فخر ، کس ز نوکری اش دم نمی زند

جز ما که نوکر حسن مجتبی شدیم

 

بر دامن تو دست توسل زدیم ما

بنگر که بعد از آن ز کجا تا کجا شدیم

 

با ذکر یا حسین و حسن خو گرفته ایم

ما با بقیع عاشق کرببلا شدیم

 

ما مومن مدام شما خانواده ایم

ما با شما شدیم اگر با خدا شدیم

 

لا ریب فیه سیدنا روز مرگ ماست

روزی خدا نکرده زتو گر جدا شدیم

 

زهرا نظاره کرد بر آن صورت شگفت

جشن تولد حسنش را علی گرفت

 

ماه خدا ببین مه دیگر حلول کرد

این ماهِ ، ماهمان دو برابر حلول کرد

 

در آسمان خانه ی زهرا و مرتضی

ماه جمال سبط پیمبر حلول کرد

 

نام پدر چقدر برازنده ی علی است

خورشید روی سینه ی حیدر حلول کرد

 

می ترسم اینکه ماه رخش را نظر زنند

از بس که ماه روش منور حلول کرد

 

در روزهای ماه خدا شک پدید شد

بدر تمام یک شب عقب تر حلول کرد

 

شد امر مشتبه مه شوال دیده شد

وقتی که ماه زهره ی اطهر حلول کرد

 

این خانواده نورٌ علی نور کلهم

سیمایشان به شعر، مکرر حلول کرد

 

خورشید آسمان ز حضورش مرخص است

زهرائی است از وجناتش مشخص است

 

شب رفت و وقت آمدن آفتاب شد

خورشید هم ز هرم وجودش مذاب شد

 

مصداق داشت نام حسن با صفات او

نام حسن برای حسن انتخاب شد

 

تو حُسن یوسفی به تجلی که در دل

بی تاب مادر و پدرت قند آب شد

 

آقا به گرد پای تو حاتم کجا رسید

سائل کجا زخانه ی لطفت جواب شد

 

از بس خدا هنر به جمالت به خرج داد

یوسف به حیرت از پسر بوتراب شد

 

هر گوشه ای ز عالم از عطر تو سهم برد

این گونه بود قسمت قمصر گلاب شد

 

در زیر سایه ی تو همیشه دعایمان

با محسن بحق حسن مستجاب شد

 

در وصف تو که کار خداوند ، نه من است

مفعول و فاعلات و فعل لال و الکن است

 

مثل همیشه کن به دو چشم ترم کرم

از حرمت دو دست تو شد محترم کرم

 

این دستهای خالی خود را هزار بار

آورده ام به محضر تو تا برم کرم

 

دشمن کنار سفره ی تو سیر شد حسن

با دست های لطف تو شد باورم کرم

 

در کوچه موج می زند آقا گدا گدا

در خانه ی تو ریخته آقا کرم کرم

 

هر واژه ای به جای خودش نیک می شود

دنبال نام نیک شما لاجرم کرم

 

شاید نداشتی حرم درخوری ولی

تو داشتی به وسعت صدها حرم کرم

 

تا بلکه حق مطلب دستت ادا شود

در بیت بیت شعر تو می آورم کرم

 

آقا کسی ندیده در عالم ز تو بدی

حقا کریم مطلق آل محمدی

 

تواز همه کریم تری و شفیع تر

حاجت گرفتن از تو ز حاتم سریع تر

 

گویند استطاعت حج مال اغنیاست

اما گدای تو زهمه مستطیع تر

 

همچون بقیع کیست که خاکی و بی ریاست

شخصیت بقیعت از عالم منیع تر

 

آن روز می رسد که حریمی بنا کنیم

از این که هست درخور شان و بقیع تر

 

کوری دشمنت به سر ماست نقشه ها

از نقشه ی تمام حرم ها بدیع تر

 

کم کم مدینه را ز برای تو می خریم

حتی ز آستان رضا هم وسیع تر

 

ما گنبدی برای تو داریم در نظر

از گنبد تمام امامان رفیع تر

 

گرچه ضریح کرببلا طرح محشریست

طرح بقیع فرشچیان چیز دیگریست

 

قامت چو سرو و روت مه و موت شب ترین

در محضر خدای ادب با ادب ترین

 

محشر که خلق ، مضطر و حیران و بی کسند

باشد محبتان به شما منتسب ترین

 

ذکرت فریضه نیست ولی ای خدای جود

سوگند می خورم که بود مستحب ترین

 

با بوسه از لبان تو افطار کرد علی

ای خنچه های لعل لب تو رطب ترین

 

دشمن هم از عطای شما برد بهره ها

نوع کرامت تو در عالم عجب ترین

 

کی فاصله گرفت ز لبهای تو خدا

مومن ترین خلقی و قرآن به لب ترین

 

محشر به سوی جنت رضوان محب تو

باشد جلوترین و عدویت عقب ترین

 

آقا سلام بر تو دعای مجیر ماست

ذکر مدام نام تو جوشن کبیر ماست

 

ای وامدار حسن جمالت بهارها

گیسوی و روت مبدا لیل و نهارها

 

عالم به یک نگاه تو تسخیر می شود

نذر نگاه تو همه ، دار و ندارها

 

آقا خوشا به حال محبان مخلصت

محشر به دست توست همه اختیارها

 

یاد حنین و بدر و احد زنده می کند

بعد از علی به دست شما ذوالفقارها

 

تنها نه کشته مردهء تو من یکی شدم

دیوانه ی تواند هزاران هزارها

 

ما از جوار عشق تو پا پس نمی کشیم

ما میثم توایم و به دنبال دارها

 

هستی به گرد هستی تو هست در طواف

دور سرت مدار تمام مدارها

 

ای ذوالجلال سوی دلم یک نگاه کن

قدری بقیع قسمت این روسیاه کن

 

مهدی مقیمی

برگرفته از وبلاگ حسینیه

[ چهارشنبه ۱۰ تیر۱۳۹۴ ] [ 16:9 ] [ توسط ]
[ ]

اشعار ولادت حضرت امام حسن مجتبی(ع) - مجتبی شکریان

 

رها کردم از سینه ام آه را

صدا کردم آن یار دلخواه را

 

میان بساط دل خسته ام

فقط دارم این آه کوتاه را

 

به دادم برس ای امید دلم

نشانم بده جاده و راه را

 

من این راه ها را بلد نیستم

هدایت کن این عبد گمراه را

 

برای اجابت خدا داده است

به من وعده نیمه ماه را

 

خدا گفته در نیمه ماه من

بیا تا درِ بارگاه حسن

 

بیا در مدینه صفا را ببین

در خانه مرتضی را ببین

 

در آغوش پر مهر خیر النسا

تجلی نور خدا را ببین

 

در این کوچه عشق چشمی گشا

غریبه ببین آشنا را ببین

 

در این کوچه تقوا ملاک است و بس

پس ادغام شاه و گدا را ببین

 

به عشق نگاهی به روی حسن

بیا و صف انبیا را ببین

 

همه بر در مجتبی رو زدند

بزرگان در این خانه زانو زدند

 

به لبخند تو می دمد آفتاب

بتاب از مدینه به عالم بتاب

 

مدینه پر است از حسود و بخیل

مبادا که برداری از رخ نقاب

 

صدایت قرار دل فاطمه

نگاهت صفای دل بوتراب

 

دعا کن برایم عزیز علی

دعا بر زمین خورده دارد ثواب

 

دعا کن امام زمانم مرا

برای سپاهش کند انتخاب

 

برای ظهورش امام زمان

به روی دعای تو کرده حساب

 

تو را هر زمانی صدا کرده ام

جواب مرا داده ای با شتاب

 

به روز قیامت محبان تو

ندارند با تو کمی اضطراب

 

خدا گر سوالی از آنها کند

خودت می دهی جای آنها جواب

 

در آن روز چشم من و یاری ات

فدای تو و آن هواداری ات

 

دلم پر زده روی بام حسن

به من خورده بویی ز جام حسن

 

سلامی به او دادم و مانده ام

به عشق جواب سلام حسن

 

پیمبر علی فاطمه گفته اند

به ما واجب است احترام حسن

 

از آن دم که از مادرش شیر خورد

پر از حلم گردیده کام حسن

 

میان اسامی اهل کرم

فقط می شناسیم نام حسن

 

من و یک نگاه کریمانه ات

پناهم بده گوشه خانه ات

 

تو هستی امید گنهکارها

تویی راه حل گرفتار ها

 

تویی محرم رازهای علی

علی با تو می گفت اسرارها

 

تو هستی صفای سحرهای ما

تویی طعم هنگام افطارها

 

به جز خوبی از تو ندیدند هیچ

تو را گر چه دادند آزارها

 

به یاد غریبی تو روز و شب

به خود گفته ام جمله ای بارها

 

"اگر در غم مجتبی بی غمی

نشاید که نامت نهند آدمی"

 

به هر جا که نامت علم می شود

حسینیه ای محترم می شود

 

کسی که نرفته است راه تو را

دو پایش قیامت قلم می شود

 

به راه خدا گر تویی دستگیر

وصال خدا یک قدم می شود

 

من از قبر تو  کرده ام این سوال

مگر کعبه هم بی حرم می شود

 

به ماها رسیده است احسان تو

حسن جان محبت سرم می شود

 

من از کودکی نه، که روز ازل

ز دست کریم تو خوردم عسل

 

علی داشت دائم هوای تو را

نبی خوانده صد جا ثنای تو را

 

به دست تو گلبوسه داده حسین

و عباس بوسیده پای تو را

 

اگر تو نبودی کنار علی

کسی پر نمی کرد جای تو را

 

خودت دعوتم کرده ای آمدم

که امشب بگیرم عبای تو را

 

ولی من کجا و نگاه کریم؟

لیاقت ندارم عطای تو را

 

همین بس مرا ای شه خونجگر

معطل نکردی مرا پشت در

 

مجتبی شکریان

برگرفته از وبلاگ حسینیه

[ چهارشنبه ۱۰ تیر۱۳۹۴ ] [ 16:7 ] [ توسط ]
[ ]

اشعار مدح حضرت امام حسن مجتبی(ع)

 

کسی که نیمه ی ماه از پسر گدایی کرد

مسلماً شب قدر از پدر گدایی کرد

 

به آستان رفیعت رسید آنکس که

به آستین خود از چشم تر گدایی کرد

 

به رویش عاقبت کار باز خواهد شد

فقط اگر که گدا پشت در گدایی کرد

 

برای مملکتی مثل باهنر بشود

کسی که نزد خدا با هنر گدایی کرد

 

دو دست نیمه ی این ماه از تو و با اشک

دو چشم آخر ماه صفر گدایی کرد

 

همیشه اوج گدایی ست سجده ات ، یعنی

به غیر دست و به جز چشم ، سر گدایی کرد

 

برای اشک محرم به روضه رو نزند

کسی که در رمضان هر سحر گدایی کرد

 

نگفته رفته خودش بیشتر به کرب و بلا

کسی که پیش حسن بیشتر گدایی کرد

 

اگر شاعر این شعر را میشناسید لطفا اطلاع دهید

[ چهارشنبه ۱۰ تیر۱۳۹۴ ] [ 16:4 ] [ توسط ]
[ ]

اشعار مدح حضرت امام حسن مجتبی(ع) - محمد بختیاری

 

با چنین چشم سیاهی انتخابم روشن است

با خیال او دلیل پیچ و تابم روشن است

 

آتشی برپا شده از اشتیاقش در دلم

شعله‌ی شوقم چراغ اضطرابم روشن است

 

در شب تاریک، بین موجی از گیسوی او

پرسشی پیچیده ام اما جوابم روشن است

 

مد آهی طالعم را سمت او پر می دهد

خواب یوسف دیده ام تعبیرخوابم روشن است

 

نیمه ی ماه است و ماه کاملم پیدا شده

شب شب وصل است و از امشب حسابم روشن است

 

محمد بختیاری

برگرفته از سایت بی پلاک

[ چهارشنبه ۱۰ تیر۱۳۹۴ ] [ 15:59 ] [ توسط ]
[ ]

اشعار مناجات با امام زمان(عج)

 

نشسته ایم به راهت چه میکنی با ما ؟

تو شاه و ما همه رعیت چه میکنی با ما ؟

 

کنون که عمر گران صرف آرزوها شد

رسیده ایم ته خط چه میکنی با ما ؟

 

همیشه اولویت را به این و آن دادیم

شدیم غرق خجالت چه میکنی با ما ؟

 

جواب بد شدن ما نگاه لطف تو بود

چه کرده ایم برایت... چه میکنی با ما...

 

سریع میگذرد زندگی چه خوب و چه بد

در ازدحام قیامت چه میکنی با ما

 

سه چهار روز همه زائر رضا بودیم

 به خاطر دل حضرت چه می‎کنی با ما

 

به زیر قُبّه‎ی آقا که می‎روی شب‎ها

 در آن زمان اجابت چه می‎کنی با ما

 

در آن زمان که گرفتار کار خود هستیم

بگو برای شفاعت چه میکنی با ما

 

منی که آمدم و گریه بر حسین کردم

به خاطر دل حضرت چه میکنی با ما ؟

 

اجرا شده توسط حاج منصور ارضی در زیارت عاشورا 29/2/94

[ دوشنبه ۸ تیر۱۳۹۴ ] [ 15:53 ] [ توسط ]
[ ]

برای ملاحظه اشعار ماه مبارک رمضان اینجا کلیک کنید 

[ دوشنبه ۸ تیر۱۳۹۴ ] [ 15:50 ] [ توسط ]
[ ]

آغاز به کار

با سلام و عرض احترام و البته آرزوی قبولی طاعات و عبادات

بعد از شهادت حضرت زینب(س) بود که سرورهای بلاگفا دچار مشکل شد و اجازه دسترسی به همه کاربران غیر ممکن شد ، از طرفی به علت اینکه نسخه های آرشیوی اشعار این چند سال رو هم بلاگفا پشتیبانی نمیکرد امکان راه اندازی شعبه دوم وبلاگ شعرشاعر وجود نداشت ،  بعد از چندین مرتبه پیاپی که وعده داده میشد که در حال برطرف کردن مشکل هستند الحمدلله از امشب انگار مشکل برطرف شده 

انشالله اگه مشکلی نباشه از فردا پس فردا ( شنبه و یکشنبه 6 و 7 تیر ) به روز خواهم شد

**

تشکر و قدردانی

بنده حضورم در این وبلاگ ، مجازی است و با اکثر دوستان و مخاطبان نیز ارتباط مجازی دارم ، طبعا با پیش آمدن این مشکل کمی دچار مشکل شدم اما صمیمانه از همه کسانی که در این مدت با بنده ارتباط برقرار کردند و جویای عدم بروز رسانی وبلاگ شدند تشکر میکنم . انشالله جبران کنم 

**

التماس دعا در این شب ها دارم

[ جمعه ۵ تیر۱۳۹۴ ] [ 23:0 ] [ توسط ]
[ ]