شعرِشاعر
اشعار آیینی

 

حکم کردند که بی عشق نفس مذموم است

شکر این سینه به عشق ازلی محکوم است

از رضایی شدن تک تک ما معلوم است

دل مسلمان شده ی فاطمه معصوم است

 

همگی مستی خود را ز همین خم داریم

هرچه داریم همه  از حرم قم داریم

 

به غبار قدم وصف تو محشر برسد

پای توصیف تو باید که برادر برسد

تا که درشان تو مضمون برابر برسد

جای آنست که یک سوره کوثر برسد

 

لال در محضر تو بودن ما ، وصف شماست

ورنه این شعر همان قطره کنار دریاست 

 

تو رسیدی و پدر صاحب دختر شده است

صاحب و آسیه و مریم و هاجر شده است

از گل خنده تو دهر معطر شده است

خواهری زینت آغوش برادر شده است

 

تا که قنداقه تو دست برادر افتاد

گوییا حق به حسین بن علی زینب داد

 

 کعبه بر آل علی کرده گریبان را چاک

سایه چادر تو پهن شده در افلاک

تو همان عرش نشینی و من افتاده به خاک

من چگویم پدرت گفت ابوک به فداک

 

بگذار ید بدانند تمام دنیا

پای این درس گرفتیم مسلمانی را

 

کرمت جلوه ای از بارش باران دارد

سفره ی ما ز کرم خانه تو نان دارد

این همان نیک سرشتی است که انسان دارد

که ارادت به تو و شاه خراسان دارد

 

محک عشق تو در سینه انسان کافی است

هرکسی عشق نورزد به شما آدم نیست

 

دست ازعشق محال است که ما برداریم

عشق خاک قدمت  بود ، اگر سر داریم

از بهار نفست شهر نیاسر داریم

عطرتو بود گلابی که به قمصر داریم

 

از زمانی که قدمهای تو آمد این سو

نمک سفره ایران شده قم ای بانو

 

مینویسم به تو ای مقصد و مقصود حیات

مینویسم به تو از تشنه لب آب فرات

هرکه شد مست حسین از تو گرفته است برات

پرچم گنبد تو عرشه کشتی نجات

 

کاش  میشد که به دست تو خدایی بشویم

تا محرم همگی کرببلایی بشویم

 

موسی علیمرادی

[ پنجشنبه 6 شهریور1393 ] [ 15:17 ] [ توسط ] [ ]

 

همیشه بوده فقط لطف ، کار فاطمه ها

که بوده ایل و تبارم دچار فاطمه ها

 

اگر قرار بر این است بی قرار شوم

خدا کند که شوم بی قرار فاطمه ها

 

خوشا به حال کسی که تمام زندگی اش

مدام چرخ زند در مدار فاطمه ها

 

نیاز نیست به توضیح حجب و عفتشان

زبانزد است همیشه وقار فاطمه ها

 

رسیده چون شب میلاد من کجا بروم

مدینه هست و یا قم مزار فاطمه ها

 

عجب نباشد اگر قم شده دری ز بهشت

بهشت بوده چو در انحصار فاطمه ها

 

گره به کار من افتاده می روم سوی قم

دخیل بسته ام امشب فقط به بانوی قم

 

تمام کشور ما خاک زیر پای شما

که هست این همه امنیت از دعای شما

 

چه ارزشی ست به ناقابلی جان چو من

هزار جان گرامی شده فدای شما

 

نگاه کن که همه نوکر و غلام تواند

بگو که سر بتراشیم ما برای شما

 

زنان کشور ما گوشه گوشه ی این خاک

چه مادران و چه خواهر کنیز های شما

 

رسیده صبح ، گدایی به خاکبوسی تان

به عرش می رود امشب همان گدای شما

 

دوباره باز کلامی بگو تو فاطمه جان

دل از امام رضا برده چون صدای شما

 

خوش آمدی به جهان زینب امام رضا

عنایتی برسان زینب امام رضا

 

اگرچه دختر موسی ابن جعفر آمده است

دوباره فاطمه با شکل دیگر آمده است

 

عجیب نیست که امشب دلم به تاب و تب است

ببین که در بغل نجمه محشر آمده است

 

رسیده است که خوشحال شود امام رضا

و باز مونس جان برادر آمده است

 

شنیده ایم که وقتی رسید وادی قم

سوار محمل و با شال و معجر آمده است

 

شنیده ایم که گل بود دست مردم قم

چنان که دختر پاک پیمبر آمده است

 

هزار مرتبه آتش بگیر شام خراب

کسی نگفت که غمدیده خواهر آمده است

 

کسی به سنگ پران های شهر شام نگفت

نزن که حوصله ی زینبش سر آمده است

 

تفاوتیست به شهر قم و به شام بلا

به حد نیزه ی راس شهید کرببلا

 

سید حجت بحرالعلومی

[ پنجشنبه 6 شهریور1393 ] [ 15:15 ] [ توسط ] [ ]

 

از این عشیره خلقت عالم چکیده است

خورشید از تبسّم اینها دمیده است

 

دست خدا ز خانه‌ی باب‌الجوائجش

چندین هزار باب نجات آفریده است

 

موسی‌بن‌جعفر است به هرجا نظر کنی

هر شهر ما ز فیض حضورش منوّر است

 

در جای‌جای کشور روحانی رضا

یک تاج سر شبیه رضا آرمیده است

 

آبی بر آتش است پریدن به سوی قم

وقتی که شیعه مرقد زهرا ندیده است

 

ایران تمام مست تولّای حیدراند

ایران تمام زائر موسی ‌بن ‌جعفراند

 

تو آمدی و جلوه‌ی خیرالنّسا شدی

شرم حضور روشن آئینه ها شدی

 

وقتی قدم به خانه‌ی موسی گذاشتی

زینب شدی؛ حقیقت اُختُ‌الرّضا شدی

 

بَخت بلند ماست که مهرت به ما رسید

بَخت بلند ماست که بی‌بی ما شدی

 

من فکر می‌کنم که تو اصلاً برای ما

قم آمدی و حضرت دارُالشّفا شدی

 

ای طوف تو زیارت زهرای مرضیه

بر غصّه‌ی همیشه‌ام عقده‌گشا شدی

 

از کوی تو ترانه‌ی میقات می‌رسد

عطر حضور مادر سادات می‌رسد

 

معصومه‌ای و از تو دل ماست مستفیض

از عطر کوی تو شب گلهاست مستفیض

 

بانو کریمه‌ای و ز لطف همیشه‌ات

 دست نیاز عالم بالاست مستفیض

 

از آب شور شهر شما بانوی عسل

باران و رود و برکه و دریاست مستفیض

 

علم از نجف پرید و به قم آشیان گرفت

یعنی ز قم تمامی دنیاست مستفیض

 

از نور و روح فیضیه‌ی در جوار تو

چندین هزار آیت عظماست مستفیض

 

ای عُشِّ آل فاطمه کوی کرامتت

مائیم و شور و حال و صفای زیارتت

 

ای نام تو همیشه سرود لب رضا

در شام عشق روی تو چون کوکب رضا

 

نام تو را شنیده خداوند هر سحر

در سجده‌های نور نماز شب رضا

 

در حوزه‌های علمیه‌ی شهر فاطمه

گشته بپا ز فیض شما مکتب رضا

 

عمری گریستم، به که گویم غم دلم

یک کربلا نرفته‌‌ام ای زینب رضا

 

زهرت بهانه است، تو هم مثل زینبی

تب می‌کند وجود شما با تب رضا

 

اما به قم تو قبله شدی، کربلا سری

بر روی نیزه بود پریشان خواهری

 

علی اشتری

برگرفته از وبلاگ امام رئوف

[ چهارشنبه 5 شهریور1393 ] [ 16:22 ] [ توسط ] [ ]

 

عمری غبار حضرت معصومه ایم ما

تا در جوار حضرت معصومه ایم ما

هرچند بار حضرت معصومه ایم ما

در سایه سار حضرت معصومه ایم ما

اهل دیار حضرت معصومه ایم ما

 

ای آرزوی پنجره فولاد آمدیم

ای قبله گاه طاق گوهرشاد آمدیم

بر خاک بوسه داده و بر باد آمدیم

باب الجواد حاجت ما داده آمدیم

حالا کنار حضرت معصومه ایم ما

 

تا نور میدمی به تمام چراغها

رد میشویم مثل نسیم از رواقها

معراج میرویم به دوش براقها

فریاد میشویم از این اشتیاقها

دل بی قرار حضرت معصومه ایم ما

 

ما را که عمر نوح دمی نیست پیش تو

ما گشته ایم هیچ غمی نیست پیش تو

شاه و گدا زیر و بمی نیست پیش تو

یاد بهشت جرم کمی نیست پیش تو

محو بهار حضرت معصومه ایم ما

 

روح الامین که حاجب دولتسرای توست

از خادمان کعبه ی دارالشفای توست

تو کیستی که صحن رضا در هوای توست

ایوان طلا هوایی گنبد طلای توست

شکرش دچار حضرت معصومه ایم ما

 

با لطف مادرانه ات احیا شدیم شکر

برکه نه ، رود نه ، دریا شدیم شکر

مولا نگاه کرده و آقا شدیم شکر

ذریه های حضرت زهرا شدیم شکر

ایل و تبار حضرت معصومه ایم ما

 

بانو اگر چه پیش تو خشت محقریم

از خشتهای خانه ی موسی بن جعفریم

عمریست از کنار شما لقمه میبریم

از صحن جامع آمده ایم و کبوتریم

سجده گذار حضرت معصومه ایم ما

 

ما را نشان گرفت اگرچه ملال غم

هرچند پر شده همه جا قیل و قال غم

ما را گره زدند به پرهای بال غم

ما را گره زدند ولی بی خیال غم

تا خاکسار حضرت معصومه ایم ما

 

تا سر سپرده ی علم زینبیه ایم

سر میدهیم و مرد غم زینبیه ایم

ما از غبار محترم زینبیه ایم

ما کشته مرده ی حرم زینبیه ایم

چون ذوالفقار حضرت معصومه ایم ما

 

حسن لطفی

برگرفته از وبلاگ یاشبیر

[ چهارشنبه 5 شهریور1393 ] [ 16:21 ] [ توسط ] [ ]
برای ملاحظه سری اول اشعار اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری دوم اشعار اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری سوم اشعار اینجا کلیک کنید

[ چهارشنبه 5 شهریور1393 ] [ 16:20 ] [ توسط ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

مناسبت بعدی:

پنجشنبه 06/06/93 ولادت حضرت فاطمه معصومه(س)

یکشنبه 16/06/93 ولادت امام رضا(ع)

پنجشنبه 03/07/93 شهادت امام جواد(ع)

جمعه 04/07/93 سالروز ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س)

پنجشنبه 10/07/93 شهادت امام محمد باقر(ع)

یکشنبه 13/07/93 عید سعید قربان

جمعه 18/07/93 ولادت امام هادی(ع)

دوشنبه 21/07/93 عید سعید غدیر خم

یکشنبه 04/08/93 اول محرم الحرام
موضوعات وب
امکانات وب
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
کد جست و جوی گوگل